تبليغاتX
راه تو را می خواند

راه تو را می خواند

زيبايي و آراستگي ظاهر از ديدگاه قرآن

 
بعضي گمان مي كنند همين مقدار كه انسان ايمان محكم و باطني پاك و آراسته داشته باشد كافي است و ظاهر وشكل و قيافه او هر گونه باشد عيب ندارد . چنين گماني از نظر اسلام باطل مي باشد بلكه به عكس بخشي از برنامه ها و دستورهاي اسلامي مربوط به نظافت و زيبايي و آراستگي ظاهر ، قيافه و لباس و .. است . اين همه سفارشات و تاكيد پيرامون اين مسئله اهميت آن را در روابط اجتماعي مي رساند  و بيانگر آن است كه اگر انسان ايمان داشته باشد  نشانه ايمان او درظاهر همين آراستگي ظاهري اوست و اولين چيزي كه مردم از او مي بينند همين نظافت و پاكيزگي اوست . بنابراين يك فرد با ايمان ابتدا ميتواند از طريق آراستگي ظاهري مردم را به سوي خود جذب و سپس با ايمانش بر آنها تاثير بگذارد.

نكته اصلي اين است كه همه انسانها ظاهر آراسته و مرتب را دوست دارند چرا كه يكي از حس هاي درون انسان ، حس زيبايي است . بنابر همين حس اگر رعايت نظافت و پاگيزگي نشود بر خلاف فطرت انسانها عمل كرده است و كسي كه بر خلاف فطرت انسانها عمل مي كند هيچگاه محبوب آنها واقع نخواهد شد .

پس براي اينكه رضايت همگان را جلب كنيم و نزد آنها محبوب باشيم لازم است منظم باشيم . لباسهايمان تميز و پاكيزه باشد و ظاهري مناسب و آراسته داشته باشيم.

قران كريم مي فرمايد : اي فرزند آدم ! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد .... بگو چه كسي زينتهاي الهي را  براي بندگان خود آفريده و روزيهاي پاكيزه را حرام كرده است ؟

اين آيات بيانگر آن است كه مسلمانان بايد با پوشيدن لباسهاي پاك و مرتب وتميز و شانه زدن موها و به كاربردن عطر و مانند آنها بهره مند شوند و اين نعمتها را هرگز برخود حرام نكنند بلكه از آن به نحو احسن بهره برداري نمايند .

رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم مي فرمايند : با هر چيزي كه توان داريد نظافت كنيد چرا كه خداوند متعال ، اسلام را بر اساس نظافت بنا كرده است و جز انسان پاكيزه و پاك وارد بهشت نگردد .

در روايات آمده شخصي از امام صادق عليه السلام در مورد آيه « وَ امّا بنعمه ربّكَ فَحَدِّث» پرسيد : آشكار نمودن نعمت كه در آيه ذكر شده چگونه است ؟ آن حضرت در پاسخ گفت : لباسش را پاكيزه سازد ، خويش را خوشبو كند ، خانه اش را پاكيزه نمايد و آستانه خانه اش را جاور و تميز كند .

همچنين روايت شده كه پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم در آينه مي نگريست و موهاي خود را مرتب مي كرد و شانه مي زد و گاهي درآب مي نگريست و مويش را مي آراست و علاوه بر خانواده اش خود را براي اصحاب نيز مي آراست و مي فرمود :« خداوند از بنده اش مي پسندد كه براي رفتن نزد برادرانش خود را براي آنها آماده كند و زيبا سازد »

اين گفتارهاكه نمونه هايي از صدها گفتار پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم عليهم السلام مي باشد  بيانگر اهميت نظافت و پاكيزگي از نظر اسلام است و عمل به اين دستورات موجب ارتقاء مقام و در پيشگاه خداوند و محبوبيت درنزد مردم مي شود . چراكه خداوند در قران مي فرمايد :

« اِنَّ الله يُحِبُّ المتطهرين»

احسان و نيكي واضح ترين وسيله محبوبيت:

انبياء عظام عليه السلام  و دانشمندان بزرگ و روانشناسان عالم و خلاصه جميع ملل جهان معتقدند كه صفتي بهتر از احسان و نيكي وعملي بهتر از بذل مال و دستگيري از مستمندان وجود ندارد . چرا كه سرشت آدمي به گونه اي است كه دل در دوستي نيكو كاران مي بندد و از كسي كه به او بدي كند و يا بخيل باشد بيزاري مي جويد . بنابراين مردم بنده احسان و نيكي هستند و دل را به كسي مي سپارند كه از دست او چيزي گرفته باشند و عشق كسش را در سينه مي پروراند كه از او احسان و خيري ديده باشند . و دوستداركسي هستندكه دست نيكي نسبت به آنها بگشايد .بنابراين انسان بادستي كه مالي را مي بخشد يا خدمتي به ديگران مي كند در حقيقت با اين دست ، محبت بدست مي آورد و قلعه دلها را با احسان فتح مي كند .

فريدون فرخ فرشته نبود                   زمشك وزعنبر سرشته نبود


به داد و دهش يافت آن نيكويي            تو داد و دهش كن فريدون تويي  

نكته لازم به تذكراين است كه بايد در احسان و خدمت به مردم انگيزه الهي داشته باشيم و بعد از احسان هم برآنان منت نگذاريم . با رعايت اين نكته است كه آثار احسان و نيكي را مي توانيم بدست آوريم .

نا پلنون در زمينه احسان و نيكي به ديگران مي گويد : بهترين كار براي جذب قلوب مردم خير خواهي و نيكو كاري نسبت به انهاست .

گردآوری : دهقانی
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 10:54  توسط وحید  | 

اثبات وجود خداوند به زبانی ساده

برای اثبات وجود خداوند براهین متعددی اقامه شده است که بعضی برای همه قابل فهمند و بعضی نیاز به تاملات دقیق فلسفی دارند یکی از براهین همه فهم و در عین حال متقن و قوی برای اثبات خداوند، برهان نظم است. این برهان از دو مقدمه تشکیل می شود:

1- در هر گوشه ای از جهان، آثار نظم و حساب و قانون و هدفمندی به چشم می خورد.

2- هر دستگاهی چنین باشد، سازنده ای عالم و عاقل دارد.

هر یک از این دو مقدمه را با ذکر دلایل و شواهد ثابت می کنیم:

مقدمه اول:

هر بیننده ای با اندک تاملی در دنیای اطراف خود پی به وجود نظم عظیم در عالم هستی می برد. کشف و اکتشافات در علوم نیز به این امر کمک می کنند. برای مثال به چند نمونه اشاره می کنیم:

1-   کره زمینی که در آن زندگی می کنیم با تمام عظمتی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص خورشید، به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند، تازه به اندازه قرص آفتاب می شود. از سوی دیگر منظومه شمسی ما، جزئی از یک کهکشان عظیم بنام راه شیری است. جالب است بدانیم در کهکشان ما بیش از یکصد میلیارد 000/000/000/100 ستاره وجود دارد که خورشید تنها یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود. از سوی دیگر در این جهان بزرگ، آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است و هر قدر تلسکوپهای نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند، کهکشانهای تازه ای کشف می شود. بر اساس نظریه نیوتون مبنی بر جاذبه عمومی، قانون جاذبه عمومی به ضمیمه قوه گریز از مرکز به تمام سیارات حکمفرماست و در هر یک از سیارات، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد و... و همین نیوتون معروف است که می گوید: «درباره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور، به تنهایی رهبر وجود باشد....بلکه همه این امور حتما باید از مبدأی سرچشمه گرفته باشد که دارای علم و حکمت و اراده است.»[1]

 2-   به گفته دانشمندان اگر قشر خارجی کره زمین ده پا ضخیم تر از آنچه هست می بود، اکسیژن یعنی ماده اصلی حیات وجود پیدا نمی کرد یا اگر عمق دریاها چند پا بیشتر از عمق فعلی بود، کلیه اکسیژن و کربن زمین جذب می شد. اگر هوای محیط زمین، اندکی از آنچه هست رقیق تر می بود اجرام سماوی و شهابها دائما به سطح زمین می رسیدند و هر گوشه آنرا مورد اصابت قرار می دادند.

کوچکترین ذره عالم، یعنی اتم، خود ساختمانی بسیار شگفت آور دارد که شرح این شگفتیها مجال جداگانه ای می طلبد.

بخاطر وجود این همه آیه و نشانه در عالم هستی است که خداوند در قرآن مجید می فرماید:(ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب،مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز نشانه های روشنی برای صاحبان خرد و عقل است).[2]

مقدمه دوم:

تردیدی نیست که هر انسان فهیمی با مشاهده نظم و دقت پی به وجود ناظم می برد و هرگز آنرا ناشی از تصادف نمی داند. برای روشن تر شدن مطلب از راه حساب احتمالات مسأله را تبیین می کنیم.

کتاب صد برگی را در نظر بگیرید که اوراقش به هم ریخته است. این کتاب را به نابینایی می دهیم تا اوراق آنرا به صورت تصادفی مرتب کند، روشن است که اولین برگی که به عنوان برگ شماره 1 بر می دارد، احتمال 1 بودن آن یک درصد است. آنگاه برگ دوم را بر می دارد، احتمال اینکه این برگه شماره 2 باشد، یک در 99 است و لذا احتمال اینکه ایندو برگ به ترتیب 1 و2 باشند، حدود یک در ده هزار است.  سپس برگ سوم را بر می دارد، احتمال شماره 3 بودن آن یک در 98 است و لذا احتمال اینکه به ترتیب برگ های 1 تا 3 را برداشته باشد، حدود یک در یک میلیون است. و همینطور تا پایان کار در پایان احتمال اینکه کل کتاب به ترتیب چیده شده باشد یک در یک با 200 صفر روبروی آن است!

حال شعری زیبا با مضامین بسیار عالی و تشبیهات بسیار لطیف را در نظر بگیرید، آیا هیچ کس به خود اجازه می دهد که بگوید احتمال دارد طفل خردسالی با مدادش صفحه ای را خط خطی کرده باشد و این شعر را پدید آورده باشد؟!

وقتی در مورد یک کتاب یا یک شعر نمی توان حضور ناظم را نادیده گرفت آیا امکان دارد جهان هستی با این همه نظم و دقتی که دارد تصادفا و از روی اتفاق پدید آمده باشد و هیچ ناظم و مدبری نداشته باشد؟!

بنابر این برهان نظم با زبان ساده و گویای خود برهانی متقن و محکم برای اثبات خداوند است.

-----------------------------------

[1] دائرة المعارف فرید وجدی، ج 1، ص 496.

[2] سوره آل عمران.آیه 190. ترجمه تفسیر نمونه.

ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 13:48  توسط وحید  |